ديشب آخر وقت شبكه چهار تو برنامة «دو قدم مانده به صبح» به بررسي شعر و سينما و ارتباط ميان اين دو پرداخت. ابتداي برنامه گزارشي درمورد نظر مردم درمورد شعر پخش كردند. دو نكته برام خيلي جالب بود.
(1) من نميدونم تا كي مجبوريم طرح سوالات كليشهاي و پاسخهاي كليشهايتر رو تو صداوسيما تحمل كنيم. گزارشگر ميپرسيد شما نظرتون درمورد شعر چيه؟ و مردم ميگفتم شعر خيلي خوبه. گزارشگر ميگفت كدوم شاعرها رو بيشتر ميپسنديد؟ و مردم هم ميگفتند كه سعدي، حافظ، نظامي، عطار، مولوي و فردوسي و … جالب اينجاست كه همشون هم ميگفتند كه از شعرهاي اين اساتيد خيلي لذت ميبرند. ولي سوال من اينه «چند درصد از همين مردم شعر ميخونند؟» يا «چند درصد از اين مردم هم وقت و هم ذوق شعر خوندن رو دارند؟» و «چرا عادت داريم جوري رفتار كنيم و حرف بزنيم كه انگار همه چيز رو ميدونيم؟».
(2) در بخشي از اين برنامه تصاوير شعراي معاصر در قالب يك كليپ نشون داده شد. ولي هر چي منتظر شدم ديدم اثري از احمد شاملو نيست. درحاليكه به اعتراف بسياري از بزرگان فعلي ادب فارسي، شاملو بعداز حافظ (از نظر زماني) بزرگترين شاعريه كه ايران به خودش ديده. حالا چرا اينها اينقدر با شاملو دشمني دارن نميدونم.
«بايد استاد و فرود آمد
بر آستان دري كه كوبه ندارد،
چرا كه اگر به گاه آمده باشي دربان به انتظار توست و
اگر بيگاه،
به دركوفتنات پاسخي نميدهند»
شايد اين شعر شاملو حديث اين روزهاي مملكت ما باشد!!!