يه اتفاق عجيبي تو اين مملكت داره ميافته. اميدوارم به خانومها برنخوره. ولي مشكليه كه واقعا وجود داره و همش هم ناشياز عقدة جنسي بخشي از اين مردم هستش. الان يه انقلاب تو مراكز دولتي و خصوصي شروع شده. همه براي مشاغل مختلف دنبال خانوم هستند كه دليل اصلياش هم عقده جنسي هستش. البته اينكه خانومها با همه شرايط ميسازند و به حقوق پايين هم راضي ميشن مزيد بر علت شده. الان به گفته يكي از دوستان توي ادارهاي كه كار ميكنه از وقتي كه پاي خانومها به اداره باز شده ديگه كسي آقايون رو تحويل نميگيره. مديران هم دنبال اين هستند كه همش آقايون رو سكه يه پول كنند تا شايد از اين طريق بتونند دل اون خانومها رو به دست بيارن. در واقع يه جور خودشيريني شده.
شنيدم آمريكا بعداز جنگ جهاني دوم براي حل بحران اشتغال خود برنامهاي اجرا كرده كه حول سه محور ميچرخيده. (1) آقايان در احراز مشاغل بر خانومها مقدم بودند (2) سن بازنشستگي رو پايين آوردند (3) مراكز حتيالامكان بايد از سيستم مكانيزه استفاده نميكردند تا بدينترتيب نيروي كار بيشتري جذب كنند. حالا سوال من اينه كه چرا تو كشور ما همه چيز برعكسه. الان عملاً خانومها در احراز مشاغل نسبت به آقايون تو الويت هستند. افرادي كه بازنشسته ميشن باز به انجام شغل خودشون ادامه ميدن و همه جا همه تا جايي كه ممكن باشه دارن از سيستم مكانيزه استفاده ميكنند. عزيز من! اول بيايد مشكل اين بيكاري جوونها را حل كنيد بعد بريد دنبال مكانيزاسيون، دنبال صنعتي شدن.