يه اتفاق عجيبي تو اين مملكت داره ميافته. اميدوارم به خانومها برنخوره. ولي مشكليه كه واقعا وجود داره و همش هم ناشياز عقدة جنسي بخشي از اين مردم هستش. الان يه انقلاب تو مراكز دولتي و خصوصي شروع شده. همه براي مشاغل مختلف دنبال خانوم هستند كه دليل اصلياش هم عقده جنسي هستش. البته اينكه خانومها با همه شرايط ميسازند و به حقوق پايين هم راضي ميشن مزيد بر علت شده. الان به گفته يكي از دوستان توي ادارهاي كه كار ميكنه از وقتي كه پاي خانومها به اداره باز شده ديگه كسي آقايون رو تحويل نميگيره. مديران هم دنبال اين هستند كه همش آقايون رو سكه يه پول كنند تا شايد از اين طريق بتونند دل اون خانومها رو به دست بيارن. در واقع يه جور خودشيريني شده.
شنيدم آمريكا بعداز جنگ جهاني دوم براي حل بحران اشتغال خود برنامهاي اجرا كرده كه حول سه محور ميچرخيده. (1) آقايان در احراز مشاغل بر خانومها مقدم بودند (2) سن بازنشستگي رو پايين آوردند (3) مراكز حتيالامكان بايد از سيستم مكانيزه استفاده نميكردند تا بدينترتيب نيروي كار بيشتري جذب كنند. حالا سوال من اينه كه چرا تو كشور ما همه چيز برعكسه. الان عملاً خانومها در احراز مشاغل نسبت به آقايون تو الويت هستند. افرادي كه بازنشسته ميشن باز به انجام شغل خودشون ادامه ميدن و همه جا همه تا جايي كه ممكن باشه دارن از سيستم مكانيزه استفاده ميكنند. عزيز من! اول بيايد مشكل اين بيكاري جوونها را حل كنيد بعد بريد دنبال مكانيزاسيون، دنبال صنعتي شدن.
شناسه لازم برای فرستادن دنبالک به این ورودی: http://msh2007.wordpress.com/2008/05/17/%d8%a8%d8%af%d9%88%d9%86-%d8%b9%d9%86%d9%88%d8%a7%d9%86/trackback/
خوراک RSS دیدگاههای این نوشته.
[...] سر بدونعنوان» ابتدا بايد از همه دوستاني كه مطالب + و + را مورد نقد قرار دادند تشكر كنم و از دوستاني هم كه [...]
[...] دعوا بر سر بدونعنوان فكر نميكردم مطلب با عنوان «بدونعنوان» كه نوشته بودم چنين واكنشي رو از سوي يكي از دوستان خوب [...]
[...] در مطلبی تحت عنوان “بدون عنوان” در مورد یک موضوع و به اعتقاد من معضل نوشته. اولا [...]
به نکته مهمی اشاره کردید
دوستی دارم که قبلا در آموزش پرورش کار میکرد
ایشون هم میگفت تو هر محیطی زن کار کنه مشکلات زیادی بوجود میاد
مهمترینش همونه که به حقوق کم هم قانعند!
دلیلش هم اینه که خودشون مستقل نیستند و در واقع به مردها وابسته اند
چند سال پیش از یکی از خانمهای کارمند پرسیدم شما برای چی می آیید سر کار؟
گفت برای اینکه اگر خواستم یه جوراب بخرم دیگه نخوام پولشو از شوهرم بگیرم!!!!!!
در حالیکه یک مرد میتونه کار چند زن رو انجام بده و خرج چند نفرو هم بده
یادمه قبلا جایی کار میکردم
یه بار رفتم دفتر مرکزی آن شرکت
در دفتر رییس امور اداری شمردم 13 زن کار میکردند
البته کار که نه ؛ می لولیدند!!!!!
از گفته هام اينطور استنباط نشه كه وجاهت يك خانم با يك چادر سياه دلگير حفظ ميشه . وجاهت درونيه و بسته به روح .
سلام وارطان عزيز . نوشته هاتونو خوندم و بهشون فكر كردم . حقيقتي كه گفته بودي كاملا آشكاره . يك روز به يك آگهي كه منشي خانم خواسته بود زنگ زدم البته نه براي خودم بلكه براي دختر يكي از دوستام . تو آگهي نوشته بود به دوشيزه اي با ظاهري آراسته ، خوشبرخورد … از كسي كه گوشي رو جواب داد خواستم با مدير عامل صحبت كنم و از شانس من چون خارج از وقت اداري بود خود آقاي مدير عامل گوشي رو جواب داد . بدون مقدمه گفتم آقا ببخشيد شما منشي براي كار مي خواهيد يا مدل !!! مكث آقاي مدير عامل نشان از تعجبش بود . بعد از مكثي گفت معلومه براي كار . گفتم پس دليل اينكه تو آگهي تون نوشته بوديد دوشيزه اي … چيه گفت خب اينجا شركته و مهموناي خارجي زيادي رفت و آمد دارن و خلاصه خواست توجيه كنه كه منشي شركت نشون دهنده اعتبار اون شركته . مخلص كلام اينكه نه تنها اون آقاي مهندس با اون سطح تحصيلات بلكه خيلي از آدمهاي تحصيل كرده و نكرده ما هنوز نفهميدن شخصيت يك زن به وجاهت اونه نه بزكي كه با يك آب در هم مي ريزه و از يك فرشته زيبا يك ديو زشت مي سازه .