مسكن


آقاي استاد دكتر مهندس تصميم گرفتن مشكل مسكن رو يكبار براي هميشه حل كنند. من كلي پول گذاشته بودم بانك مسكن كه شايد چند سال ديگه بتونم خونه‌دار بشم. ولي با اين شرايطي كه پيش اومده مي‌خوام پولامو بردارم يه ماشين بخرم. چون بعد از حل مشكل مسكن (آن هم يكبار براي هميشه!) اونايي كه خونه دارن بدبخت مي‌شن مي‌رن پي كارشون، كسايي هم كه خونه ندارند ديگه بايد آرزوي خونه‌دار شدن را با خودشون ببرن به اون دنيا. حالا اگه ما نخواهيم اين مشكل مسكن حل بشه (اونم يكبار براي هميشه!) بايد كي رو ببينيم. البته اينم بگم من هيچي درمورد جزئيات طرح اين آقاي استاد دكتر مهندس نمي‌دونم. ولي به‌عنوان يك اصل كلي، ايشون دست رو هر چي گذاشتن، تا فيهاخالدونش گند زدن.

منتشرشده در: on ژوئن 26, 2008 at 5:25 ق.ظ (6) دیدگاه

آدرس برای فرستادن دنبالک به این مطلب : http://msh2007.wordpress.com/2008/06/26/%d9%85%d8%b3%d9%83%d9%86/trackback/

RSS برای دیدگاه‌های‌ این نوشته.

تا کنون 6 نظر داده شده Leave a comment.

  1. مگه ديگه خواب خونه دار شدن رو ببينيم!اين آقاي مثلأ دكتر حالا كه به هر چي ميخواسته رسيده ميخواد يه كاري بكنه كه همه از تهران فرار كنن!
    مشكل مسكن نه تنها حل نميشه بلكه بدتر از اين هم ميشه.آخرش چي ميشه خدا ميدونه؟

  2. [...] عدالت را میگیرند و باهاش ملک میخرند چون سوددهی در بخش مسکن بالاست! حتما از طرح جدید هم خبر دارید دیگه؟! بازکردن یک [...]

  3. راستی در مورد تصمیمی که گرفته ای، (برداشت پس انداز و خرید اتومبیل) توصیه میکنم کمی صبر کن و عجله نکن! لااقل تا پایان دوره فعلی احمدی نژاد صبر کن.

  4. سلام
    ترجمه ضرب المثل را پی نوشت کردم!

  5. سلام وارطان عزيز . خيلي وقت بود كه وقت نكرده بودم سري به وبلاگ بچه ها بزنم . تصميم گرفتم تو فرصت كمي كه دارم يك سر كوتاه به همشون بزنم اما مطالب جالب وبلاگت چنان ميخم كرده كه امروز رو فقط به خوندن اونا مي گذرونم تا بعد و يك فرصت ديگه سري به ساير دوستان گلم بزنم . مثل هميشه انتقادت به جاست و كاملا با اون موافقم . دو سال پيش يادمه يكي از اين سياستمدارهاي فصلي يك مقاله تو روزنامه همشهري چاپ كرده بود به نام حل معذل مهاجرت به تهران . اين آقاي سياستمدار كه بدون شك از طبقه مرفه بي درد هم بود تنها راه حل اون رو اينطور عنوان كرده بود كه بايد شرايطي به وجود آورد كه هر كس نتواند در تهران زندگي كند . اون روز به مسخره گي راه حلش پوزخند زدم اما الان مي بينم مثل اينكه اين راه حل به مذاق خيلي ها خوش اومده بود كه اونو عملي كردن . به هر حال روزي هم مي رسه كه اونايي كه شهري رو جز تهران نمي شناسن دور و اطراف تهران چادر مي زنن تا از شهري كه عمري توش زندگي كردن دور نشن .

  6. ديگه نميشه كاريش كرد. بايد تحمل كرد.


Leave a Comment