امروز در سايت بيبيسي خواندم كه سازمان گزارشگران بدونمرز درمورد تصويب يكفوريت طرح «امنيت رواني» كه يكي از بندهاي آن، حكم اعدام براي موسسان و دايركنندگان سايتهاي مروج فساد و فحشا و الحاد هست اعتراض كرده است. واقعاً آيا زماني خواهد رسيد كه اين حكومت بتواند نظر مخالف را بربتابد؟ كاري به آن قسمت مربوط به فساد و فحشا ندارم كه كاملا مسخرهست يعني آنقدر مسخره و احمقانه هست كه اصلا نيازي به بحث و صحبت نداشته باشد (البته همين مسائل احمقانه هستند كه درنهايت تبديل به قانون ميشوند و دردسرهاي احمقانهتري را براي ماها ايجاد ميكنند)، ولي قسمت الحاد خيلي جالبه. چون اگر اين قانون تصويب بشود، درواقع از فرداي آن، ميتوانند هر كسي را كه تاب تحملش را ندارند، با استناد به اين قانون به پاي چوبهي دار ببرند، چون الحاد چيزي نيست كه بتوان آن را در چارچوب مشخصي تعريف كرد و آيتمهاي آن را به دقت تعيين كرد. مثلاً همين كه كسي بخواهد در وبلاگ يا سايت خود در مورد اسلام آنگونه كه اينها دوست ندارند صحبت كند ميتوانند بهراحتي نسبت الحاد را به او بدهند. با اين اوصاف، دور نيست زماني كه خود من به پايه جوبهي دار كشيده شوم. ولي واقعيت اين است كه نميدانم چگونه ميتوان مانع از تصويب چنين قانوني شد. واقعاً اگر راهي است بايد طي يك همفكري به نتيجهاي رسيد و آن را عملي كرد. اينترنت فضاي مجازي بسيار زيباييست كه ميتوان از آن براي دستيابي به وحدت و همدلي استفاده كرد. ما وبلاگنويسان ايراني قطعاً ميتوانيم تلاش كنيم كه به اين وحدت و همدلي برسيم و از اين وسيلهي قدرتمند در جهت جلوگيري از تنگتر شدن بيشاز پيش اوضاع بر مردم ايران استفاده كنيم. اينكه چگونه ميتوان به اين وحدت رسيد بايستي به دقت بررسي شود. ولي نبايد از كنار آن به راحتي گذشت.
ما ميتوانيم از اين ابزار قدرتمند به نفع خود استفاده كنيم.