ابتدا بايد از همه دوستاني كه مطالب + و + را مورد نقد قرار دادند تشكر كنم و از دوستاني هم كه برخورد تندي با آن داشتند نيز تشكر ميكنم هر چند ممكنه كه از دستشان ناراحت باشم. اما ذكر چند نكته ضروري مينمايد:
اولاً درمورد كامنتي كه «كيميا» گذاشته، من نگفتم كه چون خانوما ساعت 9 شب به بعد امنيت ندارن پس نبايد سر كار برن. منظور من از گفتن اين جمله اين بود كه توي اين مملكت هيچ نوع آزادي جنسي وجود ندارد و چون چنين آزادي وجود ندارد مردها به خودشون حق ميدن به حريم هر خانومي كه دوست دارند تجاوز كنند و همين باعث ميشه كه خانومها شبها امنيت نداشته باشند. اگه مجددا مطلب را مطالعه فرماييد توضيح دادم كه چه شد كه در غرب به دليل تغيير عصر اقتصادي، اصل آزادي جنسي برقرار شد.
ثانياً، نميخوام اينجوري برداشت بشه كه من مخالف پيشرفت خانومها هستم. نه! خانومها هم به اندازهي آقايون حق زندگي و پيشرفت و لذت از آن را دارند. ولي مساله اينه كه طبق اصل نانوشتهاي (كه معمولاً اين اصول به نام عرف شناخته ميشن) مسئوليت تامين اقتصادي خانواده به عهدهي مردهاست. حالا ممكنه مواردي باشه كه خانومي هزينهي زندگي خانواده را پرداخت كند. حتي در اين مورد نيز همگان نسبت بيعرضگي را به مرد ميدهند. درصورتيكه اگر خانومي كار نكنه هيچكس نميگه كه اين خانوم بيعرضهست بلكه كاملاً طبيعيست. وقتي در اين مملكت هنوز مردها مسئول تامين معاش هستند پس چرا نبايد در تخصيص مشاغل در اولويت باشند. بحث من هم از همين نكته آغاز شد. من ميگم چرا توي اين مملكت، ادارات و سازمانها و شركتها به اين سمت گام برميدارند كه اولويت استخدام را به خانومهاي مجرد، زيبا، خوشپوش و … ميدن. بهنظر من اين شيوهي استخدام بسيار توهينآميزتر از حرفهايي هست كه من در پستهاي گذشتهام نوشتهام. دوستاني هم كه ميخواهند از خانومها حمايت كنند (كه البته كار درستي هم انجام ميدهند) بهنظر من بايد با اين گرايشي كه در اين مملكت راه افتاده مخالفت كنند.
ثالثاً، خب! قبول. خانومها هم كار كنند. پس دستكم كارها را با حقوق و درآمد پايينتر نپذيرند. من مترجم هستم. ترجمهي فارسي به انگليسي را صفحهاي 10 تا 15 هزار تومان انجام ميدهم. در مقابل خانومي پيدا ميشه كه همين كار رو فرض كنيد صفحهاي 3 هزار تومان انجام ميده. درواقع به اين كار ميگن dumping كه توي كشورهاي غربي ممنوع است. درحاليكه وقتي من كار ميكنم به فكر اين هستم كه بايد در آيندهي دور دست دختري رو بگيرم بيارم خونم باهاش زندگي كنم و بعد هم بچه و … ولي آيا اين خانوم هم به اين فكر هستش كه در آيندهاي دور بايد دست پسري را بگيرد بياردش خونه باهاش زندگي كنه و بعد هم بچه و …
منتظر نظرات بعدي دوستان هستم. البته اميدوارم اين بار دوستاني كه نقدهاي تندي دارند در قالب كامنت براي خود من بنويسند.