موقعي كه اولين بار ميخواستم وبلاگ راه بياندازم خيلي به عنوانش فكر كردم. آن موقع بيشتر دنبال اين بودم كه داستان كوتاه ترجمه كنم و توي وبلاگ بذارم. با توجه به علاقهاي كه به شاعر فقيد احمد شاملو داشتم عنوان «وارطان سخن بگو» را از شعر «وارطان» او گرفتم. وارطان يك كلمهي تركي به معناي «پرحرف» هستش و شاملو در آن شعرش كه خطاب به وارطان سالاخانيان است از وارطان ميخواهد كه سخن بگويد چراكه در مرز اعدام قرار دارد. و چقدر عجيب است زماني كه عاجزانه از پرحرف درخواست كنيم سخن بگويد: «وارطان سخن بگو».
اما به يك باره از دست داستانهاي كوتاه ايدهآليستي خسته شدم و به اين خاطر كه از دست همه چيز و همه كس خسته شده بودم وبلاگ اولم را كلاً حذف كردم. ولي با گذشت زمان مجدداً وبلاگ را راه انداختم ولي اين بار از ترجمهي داستانهاي كوتاه دست كشيدم و به همين دليل بهنظرم رسيد كه عنوان «وارطان سخن بگو» ديگر مناسب وبلاگ نيست. دنبال عنوان مناسبتري ميگشتم كه اخيراً شعري از يكي از دوستان شاعر خواندم به نام «قبيلهي خواب». به نظرم تعبير بسيار زيبايي آمد. قبيلهاي كه در خواب است. و اين حكايت مردم ايرانزمين امروز است كه تو گويي به خواب زمستاني فرو رفتهاند. پس همين عنوان را براي وبلاگم برگزيدم.
شناسه لازم برای فرستادن دنبالک به این ورودی: http://msh2007.wordpress.com/2008/07/21/%d8%b9%d9%84%d8%aa-%d8%aa%d8%ba%d9%8a%d9%8a%d8%b1%d9%86%d8%a7%d9%85-%d9%88%d8%a8%d9%84%d8%a7%da%af/trackback/
خوراک RSS دیدگاههای این نوشته.
به نظر شما دنياي ديگه اي هم وجود داره؟البته من چون تو خانواده ي مذهبي بزرگ شدم از بچگي بهم فهموندن كه وجود داره،اما حالا كه ميفهمم يه جورايي دو دلم؟
وارطان: به نظر من دنياي ديگه وجود داره اما نه به اين شكلي كه عامهي مردم تصور ميكنند. من معتقدم روح انسان بخشي از روح خدائي است كه از او جدا شده و حالا به دنبال برگشتن به مبدا خود است. اين همان دنياي ديگر است. انسانهاي بهشتي هم انسانهايي هستند كه روحشان به خدا برميگردد ولي انسانهاي جهنمي انسانهايي هستند كه روحشان طرد ميشود.
منم مثل شما از دست همه خسته شدم،از اين روزهاي مزخرف و تكراري،
چه خوبه اين روزها زود بگذرن و …اصلأ ولش كن بابا بي خيال!!!
وارطان: خسته نباشيد. من هم مثل شما اميدوارم كه زودتر بگذرن تا شايد توي دنياي ديگه (البته درصورتي كه وجود داشته باشه) چيز بهتري در انتظار ما باشه.