من از روز اول تبليغات انتخاباتي تا به امروز، اين اولين مطلبي هستش كه مينويسم. ظاهرا احمدينژاد رو خيلي دستكم گرفته بودم. فكر نميكردم به اينجا ختم بشه. فكر ميكردم فردي غيراز احمدينژاد انتخاب خواهد شد و مردم بدون هيچ ترديدي احمدينژاد را براي هميشه از صفحه سياست محو خواهند كرد (همانطور كه ايشون ميخواستند اسرائيل را از نقشه محو كنند). ولي امروز ميبينم كه مردم ما باز دچار همان آلزايمر تاريخي معروف شدند و فراموش كردند آنچه را كه نبايد فراموش ميكردند.
چقدر ساده فراموش كرديم كه در اين چهار سال چقدر سطح زندگي پايين اومده و چقدر گراني شده و چقدر زندگي سخت شده. همين سيگاري كه من چهار سال پيش 500 تومان ميخريدم امروز 1500 تومان ميخريم (اون هم با عكس ريهاي كه حال آدم رو به هم ميزنه، انگار كه من خودم نميدونم اين سيگار چه ضررهايي داره). چقدر ساده فراموش كرديم كه همين احمدينژاد خليج فارس رو به روسيه بخشيد. چقدر ساده فراموش كرديم كه همين احمدينژاد با فروش نفت بشكهاي 100 دلار چقدر گراني به وجود آورد. چقدر ساده فراموش كرديم كه همين احمدينژاد روشنفكران منتقد دولت را بزغاله خطاب كرد. و چقدر ساده فراموش كرديم كه دختران و پسران اين مملكت فقط به خاطر مدل مويشان يا مدل مانتوهايشان يا مدل كفشهايشان، وحشيانه به باد كتك گرفته ميشدند. انگار فراموش كرديم كه در همين مدت حتي امارات به خودش جرأت داده از ايرانيها انگشتنگاري بكنه. انگار فراموش كرديم كه در سفر رئيس جمهوري ايران به ايتاليا هيچ مقامي براي استقبال نيامد و از فرودگاه تا محل اقامتاش را با پارچة سياه پوشاندند…
نه! برام باوركردني نيست. كساني دارند از احمدينژاد حمايت ميكنند كه تا همين چند وقت پيش او را به باد فحش ميگرفتند. و تنها علت طرفداريشان اين است كه نام هاشمي و ناطق و … رو آورده. كسي كه چهار سال ملت رو علاف كرد تا روزهاي آخر و در آستانه انتخابات اسم اين به اصطلاح مفسدان اقتصادي رو ببره. گيريم درست ميگه. آخه چرا الان؟ پس اين چهار سال داشت چيكار ميكرد؟
فكر كنم داشت مدرك جمع ميكرد تا در موعد مقرر براي حفظ ميز قدرت ازش استفاده كنه.
پينوشت: موقع نوشتن اين مطلب چنان كنترل خودم رو از دست داده بودم كه نام درياي خزر رو به اشتباه خليج فارسي نوشتم كه در اينجا ضمن معذرتخواهي اصلاح ميكنم.
آدرس برای فرستادن دنبالک به این مطلب : http://msh2007.wordpress.com/2009/06/07/%d8%a2%d9%84%d8%b2%d8%a7%d9%8a%d9%85%d8%b1-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%d9%8a%d8%ae%d9%8a-%d9%83%d8%a7%d8%b1-%d8%af%d8%b3%d8%aa%d9%85%d9%88%d9%86-%d9%86%d8%af%d9%87/trackback/
RSS برای دیدگاههای این نوشته.
به اميد پيروزي!
چیزی که من رو شگفت زده می کند مقایسه احمدی نژاد از حزب و انتخابات کشورهای خارجی است که واقعا از شدت خنده به گریه می افتم
دانمارک بیشتر هشت حزب جدی داشت که دو تایش طرفدار کمی دارند هر یک از حزب ها ده ها کمسیون و سندیکا و دفتر دارند و طرفدارانی که ابونمان می پردازند و روزنامه شان را می خوانند من خودم سوسیال دمکراتی هستم
چندی پیش رای پارلمان اروپا بود که باید نماینده دو حزب را انتخاب می کردیم. هر حزبی شش نماینده معرفی کرده و روی برگه نوشته بودند
اول از همه نامه ای به خانه فرستادند برگه ای با اسم و ادرس خانه ام. باید به حوزه ای در نزدیکی خانه ام می رفتند
در انجا دو دو ردیف رای گیرنده در چهار گروه دو نفره مجزا نوشته بودند. از قبل مشخص شده بود که من به گروه اول شماره دو مراجعه کنم. برگه معرفی ارسالی را به انها پس دادم. برگه رای را گرفتم و انها در لیستی که داشتند کد مخصوص برگه ام را وارد کردند. ته سالن به پشت پرده ای رفتم که خودکاری هم اویزان اماده بود و جالب اینکه به جای خودکار مداد گذاشته بودند دخترم همراهم بود. مسول صندوق گفت باید پشت پرده تنها باشد جلو حزب مربوطه و نماینده مورد نظرم ضربدر گذاشتم و برگه را در صندوق انداختم
شما بفرمایید اسم این دمکراتی نیست چیست و اصلا چطوری می شود تقلب کرد اصلا غیرممکن است
تازه عکس هایی که در خیابان زده بودند چند تابلو منظم و مرتب از هر کاندید بود و صحبت شان در تلویزیون و مناظره فصیح و محترمی داشتند و وقتی حرف شان را گوش می کردم می توانستم تصمیم بگیرم با کدام شان موافق یا مخالف هستم
اما در ایران باید بگویم این انتخابات صوری بود و نمایشی
و انتخاب از قبل تعیین شده بود که حرف ولایت مطلقه را پیش ببرد و چه کسی بهتر از احمدی…
مردم به نظام رای دادند به خبالشان اسلامی و عادل بوده و نمی دانستند که همین نظام کلاه شان را برخواهد داشت
و حالا فهمیده اند که خانه از پای بست ویران است
فقط امیدوارم که از پا ننشینند و عقب نزنند وگرنه دیگر بپا خواستن مشکل خواهد بود…
ممنون از كامنتتان و توضيحات مفصلي كه درمورد رأيگيري در دانمارك داريد كه قطعا براي خيليها ازجمله بنده آموزنده است. من هم اميدوارم مردم از پا ننشينند چون اگر بنشينند دورة طولانيمدتي از خفقان در اين مملكت آغاز خواهد شد؛ دورهاي كه با پاكسازي نظام از عناصر بهاصطلاح غيرخودي همراه خواهد بود. و اگر چنين شود، اين مردم سالهاي سال ديگر توانايي بلندشدن نخواهند داشت.
سلام
مرسی از مطلبتون
امیدوارم موثر واقع بشه
—
ضمنا با اجازتون لینکتون کردم
من هم اميدوارم.
سلام
بذار تیکه تیکه بگم که تاثیرش بیشتر باشه:
1-اونایی الان دارن واسه محمود هورا می کشن که چهار سال پیش هم می کشیدن، تعدادشون بیشتر که نشده هیچ، کمتر هم شده. این های و هوی های چریکی مانند توی خیابون رو نبینید، این ها کل کل های اقشار مختلف مردم هست که فضا را برای خالی کردن عقده های سرکوب شده مناسب دیدند. همین. معمولا در هیاوهوی های انقلابی گونه، واقعیت ها بزرگنمایی یا کوچک نمایی میشه. مثلا شما الان ماشینی نمی بینید که روش پوستر کروبی یا محسن رضایی باشه و یکی از پنجره تا کمر بیرون اومده باشه و داد و بیداد کنه، اما خواهید دید که همین دو کاندید رای های خیلی بالایی به دست خواهند آورد. و اگر بازی به راند دوم بکشه، همه اون ها به هر موجود زنده ای رای خواهند داد غیر از احمدی نژاد.
2-شما در تحلیل رفتار یک حکومت نباید یک گزاره (مثل تقلب) رو بگیرید و بقیه چیزها رو نادیده بگیرید. وقتی مثلا من می گم قراره فلان کس بیاد معنیش این نیست که فقط و فقط از طریق دستکاری رای ها این کار رو می کنند. بلکه ساز و کارهای دیگه ای براش ترتیب میدن، مثل جوی که در جامعه ایجاد می کنند یا موج هایی که راه می اندازند.
3-اینجا فرانسه نیست دوست عزیز که اگه مردم تشخیص دادند و فرد مورد نظر رو انتخاب کردند همونف رد ریاست رو به عهده بگیره. اگه اینطور بود که دیگه غمی نداشتیم. چیزی که اهمیت اصلی رو داره مصلحت نظامه. شواهد و قرائن هم نشون میده ماندن احمدی نژاد به صلاح نظام نیست. بنابراین عین هفتاد میلیون هم بش رای بدن، باز از صندوق در نمیاد. اگه می خواستند بذارن همچنان در قدرت بمونه انقدر براش رقبای جدی دست و پا نمی کردند، ممناظره ای ترتیب نمی دادند که بعد محسن رضایی ای بیاد و رسما آچمزش کنه. یک انتخابات آرام و بی تشنج ترتیب میدادن تا عین بچه آدم دوباره چهار سال دیگه رو در خدمتش باشیم. احمدی نژاد رسما گور خودش رو کنده و اگه الان چیزی بش نمیگن برای اینه که تنور انتخابات رو گرم نگه دارن. از یک مهره تا آخرین جاییه که می تونه مفید باشه باید استفاده کرد.
جواب بلند و جالبي بود. متشكرم از اين پاسخ پستوارتون. درمورد قسمت سوم پاسختان واقعا آرزو ميكنم كه حق با شما باشد.
سلام
خيلي بانظرت موافقم . اونقدر موافق كه انگار دلم مي خواست خودم تمام مطالبي رو كه نوشتي نوشته باشم و افتخارش هم مال خودم باشه . وارطان عزيز اگر تمام چيزايي رو كه گفتي فراموش كرده باشيم بايد به حالمون تاسف خورد چون هويتمون رو به باد فنا داديم و ديگه تمام ….
من هم سلام. مرسي از اينكه سر زديد. اينكه مطلب رو چه كسي نوشته باشه چندان مهم نيست، مهم اينه كه مطلبي نوشته بشه و خوانده بشه. درمورد قسمت دوم كامنتتان هم بايد بگم كه خودم عميقاً اميدوارم مردم اين چيزها را فراموش نكرده باشند.
به اميد پيروزي هر كانديداي به جز احمدينژاد در روز جمعه