موج سنگين‌گذر زمان

«اينك موج سنگين‌گذر زمان است كه چون دريايي از آهن و فولاد در من [ما] مي‌گذرد»

لحظات زمان چون پتكي هستند كه بر سر تك‌تك ايراني‌هاي وطن‌پرست و آزادي‌خواه مي‌گذرد. در زمانه‌اي كه گرگ و ميش چنان درهم‌آميخته‌اند كه هيچكس را توان جدا كردن آنها نيست، در زمانه‌اي كه آدميان را به جرم آزادي‌خواهي، آن هم با سكوت، به گلوله مي‌بندند و حرمت انسانيت را با باتوم مي‌شكنند، ديگر تحمل گذر زمان كاري است بس دشوار. كاش چون خرس مي‌توانستيم به خوابي زمستاني فرورويم تا شاهد اين صحنه‌هاي مشمئزكننده نباشيم. امروز مام ميهن در دستان ضحاكان است و كاوه‌ها را در زندان‌ها به فلك مي‌بندد. اما تاريخ است كه همه اين وقايع را نه به آن صورت كه اينان مي‌خواهند بل به آن صورت كه روي داده‌اند ثبت خواهد كرد و براي آيندگان خواهد گذاشت تا آنان به قضاوت بنشينند. ايمان دارم كه خون بيگناهاني كه در اين بزنگاه تاريخ ريخته شد، به هدر نخواهد رفت. اين خون‌هاست كه كشور را خواهد ساخت. ايراني هيچگاه شرافت خود را زير پا نخواهد گذاشت. شايد اين آتش، امروز با تلي از خاكستر پوشانده شود، اما به زودي دامنگين آناني خواهد شد كه آن را برافروختند. اميد كه آن روز هر چه زودتر سر برسد و اين كشور را از لوس وجود ضحاكان پاك كند.

منتشرشده در: on جولای 1, 2009 at 11:15 ق.ظ (2) دیدگاه

آدرس برای فرستادن دنبالک به این مطلب : http://msh2007.wordpress.com/2009/07/01/%d9%85%d9%88%d8%ac-%d8%b3%d9%86%da%af%d9%8a%d9%86%e2%80%8c%da%af%d8%b0%d8%b1-%d8%b2%d9%85%d8%a7%d9%86/trackback/

RSS برای دیدگاه‌های‌ این نوشته.

تا کنون 2 نظر داده شده Leave a comment.

  1. نشنیده‌ای که گفته‌اند«پایان شب سیه سفید است؟»

    • وارطان در پاسخ به عمو اروند: كاملا موافقم. هرچقدر هم كه سخت باشه ولي نبايد اميدمان را از دست بديم. البته با توجه به آنچه پيش آمد بعيد است كه اين شب سيه به اين زودي‌ها تمام بشود.


Leave a Comment