ادامه «خمينيسم 20»
فصل دوم ـ برداشتهاي از مالكيت خصوصي، جامعه و دولت
مقدمه
خميني در وهلة اول و مهمتر از همه يك رهبر روحاني بود كه خود را غرق در سياست يافت و بنابراين مجاب شد كه ديدگاههايش درمورد ذات انسان، عدالت اجتماعي، ساختار طبقاتي، قدرت مشروع و قدرت دولت ـ و به طور كلي درمورد نظرية سياسي ـ را ابراز كند. ازآنجاييكه ديدگاههاي او غالباً ناشي از حوادث آني و متغير بودند، عجيب نيست كه همراه با تضادها و تناقضهاي مشخصي بودند؛ به حدي كه برخي انديشمندان او را اَبَرمحافظهكار، برخي او را مرتجع بنيادگرا، برخي او را «راديكال انقلابي» و حتي برخي «مساواتطلب سوسياليست» [1] دانستهاند. هدف از اين فصل، نه تبديل خميني به يك فيلسوف سياسي است و نه انكار تناقضات نظري او. بلكه، به دنبال تحليل برداشتهايش از مالكيت خصوصي، جامعه و دولت و به اين ترتيب، درك مفاهيم سياسي او هستم.
پينوشتها
[1] درمورد بيان خميني به عنوان يك راديكال «سوسياليست» بنگريد به
E. Kedourie, “Crisis and Revolution in Modern Islam,” Times Literary Supplement, 19-25 May 1989; H. Enayat, “Iran: Khumayni’s Concept of the `Guardianship of the Juristconsult,”’ in Islam in the Political Process, ed. J. Piscatori (New York: Cambridge University Press, 1983), pp. 160-80; R. Savory, “Ex Oriente Nebula,” in Ideology and Power in the Middle East, ed. P. Chelkowski and R. Pranger (Durham, N.C.: Duke University Press, 1988), pp. 339-64; and N. Calder, “Accommodation and Revolution in Imami Shi c i Jurisprudence,” Middle Eastern Studies 18, no. 1 (Jan. 1982): 3-20.
[...] PDRTJS_settings_70512_post_383 = { "id" : "70512", "unique_id" : "wp-post-383", "title" : "%D8%AE%D9%85%D9%8A%D9%86%D9%8A%D8%B3%D9%85+%2822%29", "item_id" : "_post_383", "permalink" : "http%3A%2F%2Fmsh2007.wordpress.com%2F2009%2F08%2F19%2F%25d8%25ae%25d9%2585%25d9%258a%25d9%2586%25d9%258a%25d8%25b3%25d9%2585-22%2F" } ادامه «خمينيسم 21» [...]