بي‌طرفي عجيب روزنامة ايران در مورد انتخابات

خب به سلامتي همانطور كه انتظار مي‌رفت روزنامه دولتي «ايران» براساس آنچه روز اول انتخابات اعلام كرد، كاملاً بي‌طرفانه به موضوع انتخابات پرداخته است. در راستاي همين امر نگاهي آماري به تيترهاي روز دوشنبه 11 خرداد 1388 انداخته‌ام تا دريابيم كه تعريف جديد بي‌طرفي چيست.

ابتدا لازم است به اين نكته اشاره كنم كه روزنامه ايران در روز اول انتخابات اعلام كردند كه صرفا در صفحه 5 روزنامه به ارائه اخباري از هر چهار نامزد خواهد پرداخت.

اين روزنامه در تاريخ فوق‌الذكر مجموعا تعداد 25 خبر منتشر كرده است كه به نوعي مربوط به انتخابات مي‌شوند. از ميان اين اخبار 14 خبر در جهت طرفداري مستقيم از آقاي احمدي‌نژاد بوده است، تعداد10 خبر در راستاي تخريب مستقيم كانديداهاي ديگر علي‌الخصوص آقاي ميرحسين موسوي بوده است. البته در اين ميان هيچ خبري كه به نوعي با آقاي محسن رضايي ارتباطي داشته باشد، منتشر نشده است. ضمناً تنها در يك خبر با عنوان «زيدآبادي: رأي به كروبي رأي به كرباسچي و مهاجراني است»‌ابتدا آقاي ميرحسين موسوي تخريب شده و سپس به عنوان خبر اشاره شده است كه واقعاً نمي‌دانم اين را جزو اخبار انتخاباتي بايد دانست يا در گروه خبرهاي تخريبي. فهرست اين اخبار را در قالب فايل word محفوظ دارم تا دوستاني كه خواهان آن هستند برايشان ايميل كنم. عمدة اين اخبار در صفحات يك، دو و سه روزنامه آمده است و تنها تعدادي از آنها در صفحات ديگر آمده‌اند. البته اخباري كه در صفحه 5 ارائه شده‌اند در اين آمار وارد نشدند.

به‌طور كلي روزنامه ايران در شماره فوق در صفحات مختلف روزنامه به جز صفحة 5، در 56 درصد از اخبار مربوط به انتخابات مستقيم يا غيرمستقيم از آقاي احمدي‌نژاد حمايت كرده‌اند و در 40 درصد از اين اخبار مستقيم يا غيرمستقيم دو كانديداي اصلاح‌طلبان به خصوص آقاي ميرحسين موسوي را تخريب كرده‌اند. ضمنا در صفحه 6 و 16 به طور مفصل به دو مورد از اين اخبار پرداخته‌اند: اولي در جهت تخريب مستقيم آقاي ميرحسين موسوي و دومي در جهت طرفداري مستقيم از آقاي احمدي‌نژاد.

حالا دوستان لطف كنند تعريف جديد بي‌طرفي را براي بنده روشن كنند. چون من كه گيج شدم.

منتشرشده در: on ژوئن 2, 2009 at 10:39 ق.ظ (2) دیدگاه

دگرگوني نقش روزنامه‌ها

(1) به اعتقاد بنده كارهايي كه آدم‌ها انجام داده‌اند مهمتر از كارهايي است كه قصد دارند انجام بدهند. مثلاً در رزومه هيچگاه به كارهايي كه در نظر داريم انجام دهيم اشاره نمي‌كنيم، بلكه به فهرستي از دستاوردهايمان اشاره مي‌كنيم.

(2) نقش روزنامه خبررساني است. با توجه به بند اول، اخباري مهم هستند كه درمورد انجام‌شده‌ها و دستاوردها هستند، نه اخباري كه درمورد آينده و كارهايي كه انجام خواهند شد.

(3) تا جايي كه بنده اطلاع دارم، صفحه اول روزنامه بايد به مهمترين خبرها اختصاص داده شود. اما مدتي است كه صفحات اول روزنامه‌ها را به دقت مطالعه مي‌كنم. چيزي كه در اين صفحات جاي خالي آنها احساس مي‌شود، كارهايي است كه انجام شده‌اند. به عنوان مثال به خبرهاي زير كه مربوط به صفحه اول روزنامه ايران روز دوشنبه 24 فروردين1388 هستند دقت فرماييد.

«دخالت دولت براي صاحبخانه شدن خانواده‌ها»

«تورم امسال تك‌رقمي مي‌شود»

«تبديل 2 خط مترو تهران به مونوريل»

«غرب در مناقصه‌هاي هسته‌اي ايران شركت كند»

«قيمت 7 قلم كالاي اساسي اصلاح مي‌شود»

«اجراي بزرگترين پروژه شهري و گردشگري كشور در اصفهان»

(4) اگر دقت كنيد همه اين خبرها مربوط به تصميمات اتخاذ‌شده يا انتظاراتي است كه از آينده داريم. گويي در اين مملكت ديگر هيچ كاري انجام نمي‌گيرد، فقط حرف مي زنيم و تصميم مي‌گيريم و طرح مي‌دهيم و تصويب مي‌كنيم. ولي چه كسي اجرايشان مي‌كند، معلوم نيست. قطعاً همچون تصميماتي در گذشته نيز گرفته شده‌اند. اگر اين تصميمات اجرايي مي‌شدند، اصولاً بايد امروز به نتيجه مي‌رسيدند و روزنامه‌ها نيز بايد تيتر آنها در صفحه اول قرار مي‌دادند. اما از آنجايي كه خبري از اين گونه اخبار نيست، پس ساده‌ترين نتيجه‌گيري اين است كه هيچكدام از اين طرح‌ها اجرا نمي‌شوند و تنها در حد صحبت هستند. اين گونه صحبت‌ها بيشترين در زيرمجموعه‌ي پوپوليسم يا به زبان ساده «عوام‌فريبي» قرار مي‌گيرند.

(5) پيشنهاد من اين است كه روزنامه‌ها را تبديل به سالنامه بكنيم. شايد بتوان انتظار داشت كه در طول سال تعداد دستاوردها به اندازه‌اي باشد كه بتوان صفحه اول روزنامه يا همان سالنامه را با آن پر كرد. مزاياي اين طرح عبارتنداز:

(1-5) صرفه‌جويي در مصرف كاغذ كه همانا در راستاي شعار امسال يعني «اصلاح الگوي مصرف» است.

(2-5) صرفه‌جويي در زمان مردم.

(3-5) صرفه‌جويي در هزينه‌ها.

(4-5) به سخره گرفته نشدن شعور خوانندگان.

(6) و اما معايب اين پيشنهاد:

(1-6) بيكاري ژورناليست‌ها (البته ژورناليست‌ها مي‌توانند وقت خود را با كارهاي ديگري كه درخور شأن‌شان باشد پر كنند كه يافتن شغل مناسب ديگر برعهده خودشان هست. البته دولت نيز مي‌تواند پرداخت حقوق ماهانه آنها را برعهده بگيرد. اشكالي ايجاد نخواهد شد. بهرحال اينها درست است فلسطيني نيستند اما خون ايراني در رگ‌هايشان جريان دارد.)

(2-6) بيكاري روزنامه‌فروش‌ها (كه البته مي‌توانند به جاي روزنامه، سيگار بفروشند. در اين صورت حتي ممكن است درآمدشان چندبرابر بشود. چون در حال حاضر به نظر مي‌رسد مصرف سيگار مهمتر از روزنامه است. من خودم اگر 100 تومان پول بيشتر نداشته باشم، ترجيح مي‌دهم سيگار بخرم تا روزنامه. چون سيگار باعت آرامش اعصاب مي‌شود اما روزنامه باعث تنش و استرس)

(3-6) مشكلات مربوط به زيرانداز سبزي‌پاك‌كني (كه مادرمان ديگر مجبور خواهند بود براي اين منظور از كتاب يا پارچه استفاده كنند. پارچه اين عيب را دارد كه بايد بعد از اتمام كار شسته شود اما كتاب را مي‌توان دور ريخت و مطمئن باشيد مشكلي پيش نخواهد آمد، چون در هر حال ما كه كتاب نمي‌خوانيم)

(4-6) مشكلات مربوط به ابزار شيشه‌پاك‌كني (ارجاع به بند 6-3).

(7) هر چقدر فكر مي‌كنم ديگر هيچ مصرف ديگري براي روزنامه به ذهنم نمي‌رسد. اميدوارم خوانندگان عزيز مرا در تكميل اين مطلب ياري كنند.

منتشرشده در: on آوریل 14, 2009 at 9:46 ق.ظ یک نظر بنویسید

سخناني در باب ازدواج

ازدواج مثل شهر محاصره شده است: کسانی که داخل شهرند سعی دارند ازآن خارج و آنها که خارج هستند کوشش دارند که داخل شوند!

فرانکلین

* زندگی زناشویی مثل تاتر است: مردم صحنه زیبا و آراسته آن را می بینند درحالی که زن و شوهر با پشت صحنه درهم ریخته و پرماجرای آن سر و کار دارند.

فرانسیس بیکن

* تا وقتی آدم ازدواج نکرده اورا غیرکامل می خوانند، بنا براین معلوم می شود که بعد از ازدواج کار آدم تمام است!

باب هوپ

* تا قبل از ازدواج فقط مرگ می تواند دو عاشق دلداده را ازهم جدا کند اما بعد از ازدواج تقریبا هرچیزی می تواند سبب جدایی آنان شود!

سامرست موام

* ازدواج با یک مرد مثل خریدن کالایی است که مدت ها مشتاقانه از پشت ویترین تماشایش کرده اید اما وقتی به خانه می رسید از خریدنش پشیمان می شوید..

جین کر

* ازدواج برای کسانی که تصور می کنند صبح روز بعد از آن ، آدم دیگری می شوند موضوعی ناامیدکننده است.

ساموئل راجرز

* مجردان بیشتر از متاهلین درباره زنان اطلاع دارند چون اگر نداشتند آنها هم ازدواج می کردند!

اچ.ال.منکن

*مرد با ازدواج روی گذشته اش خط می کشد ولی زن باید روی آینده خود خط بکشد.

سینکلر لوییس

* قبل از ازدواج، مرد قبل از خواب به حرف هایی می اندیشد که شما گفته اید اما بعد از ازدواج ، مرد قبل از این که شما حرف بزنید به خواب می رود!

هلن رولان

* هیچ گاه ازدواج نکردم چون سه حیوان خانگی داشتم که دقیقا نقش یک شوهر را به تناوب برایم ایفا می کردند.یک سگ داشتم که هر روز صبح غرغر می کرد.یک طوطی داشتم که تمام بعداز ظهر بدو بیراه می گفت و یک گربه که همیشه دم دمهای صبح به خانه بازمی گشت!

ماری کورلی

* زنان با این آرزو با مردان ازدواج می کنند که مردان تغییر کنند… که نمی کنند.

مردان با این آرزو با زنان ازدواج می کنند که زنان تغییر نکنند… که می کنند!

* خیلی بامزه است: هنگامی که زنان از ازدواج خود داری می کنند اسمش را می گذاریم عشق به استقلال اجتماعی اما وقتی مردان از ازدواج خودداری می کنند به آن می گوییم ترس از مسوولیت اجتماعی!

وارن فارل

* اگر می خواهی برای یک روز معذب باشی مهمان دعوت کن. اگر می خواهی یک سال عذاب بکشی پرنده نگه دار واگر می خواهی مادام العمر در عذاب باشی ازدواج کن!

ضرب المثل چینی

منتشرشده در: on ژانویه 15, 2009 at 6:10 ق.ظ (3) دیدگاه

بيست قانون حاكم بر اداره‌جات

قانون 1) هميشه حق با رئيس است.
قانون 2) اگر رئيس اشتباه كند، به قانون 1 مراجعه كنيد.
قانون 3) كساني كه كار مي‌كنند، كار بيشتري به آنها داده مي‌شود. به سايرين حقوق، مزايا و ترفيع داده مي‌شود.
قانون 4) PhD مخفف «Pull Him Down» است يعني «او را پايين بكش». فرد هر چقدر كه باهوش‌تر، كاري‌تر و متعهدتر باشد، افراد بيشتري دنبال پايين كشيدن او خواهند بود.
قانون 5) اگر خوب باشي، همه‌ي كارها به تو سپرده خواهد شد، اما اگر خيلي خوب باشي، همه‌ي كارها از تو گرفته خواهد شد.
قانون 6) هر موقع رئيس‌ درمورد افزايش بهره‌وري صحبت مي‌كند، منظورش خودش نيست.
قانون 7) مهم نيست چيكار مي‌كني. مهم اين است كه چقدر درمورد اينكه چيكار كرده‌اي و چيكار خواهي كرد صحبت مي‌كني.
قانون 8 )«ضربه‌اي به پشت» (ازروي محبت) تنها چند سانتي‌متر با «لگد به كون» فاصله دارد.
قانون 9) هميشه بايد جايگزين داشته باشي. چون اگر نتوانند كسي را جايگزين تو بكنند، هيچ موقع ترفيع نخواهي گرفت.
قانون 10) هر چقدر دورويي را بيشتر تحمل كني، بيشتر با تو دورويي خواهند كرد.
قانون 11) اگر موفق نشدي، دوباره امتحان كن. بعد ديگر ولش كن. اينكه خودت را نگران كاري بكني هيچ فايده‌اي ندارد.
قانون 12) هر موقع نمي‌داني بايد چيكار كني، قدم بزن و نشان بده كه نگران هستي.
قانون 13) با تبعيت از قوانين، نمي‌تواني كارت را تمام كني.
قانون 14) اگر به خاطر دقيقه‌ي آخر نبود، هيچ كاري به انجام نمي‌رسيد.
قانون 15) همه چيز را مي‌توان در پوشه‌ي «متفرقه» بايگاني كرد.
قانون 16) هر چقدر كه كار كني باز كافي نيست.
قانون 17) مي‌تواني هر مقدار كار انجام بدهي مشروط بر اينكه كاري كه بايد انجام بدهي نباشد.
قانون 18) براي گرفتن ترفيع لزومي ندارد كه كارت را بداني.
قانون 19) براي گرفتن ترفيع تنها بايد تظاهر كني كه كارت را مي‌داني.
قانون 20) آخرين كسي كه اداره را ترك كرده يا اخراج شده مسئول تمام خرابكاري‌ها قلمداد خواهد شد.

منتشرشده در: on دسامبر 27, 2008 at 9:02 ق.ظ ۱ دیدگاه

آموزش پرتاب لنگه كفش

بچه كه بوديم اگه كفش سمت كسي پرت مي‌كرديم، واي به حالمان بود. مامان چنان گوشمون رو نوازش مي‌كرد كه تا عمر داريم فراموش نكنيم كفش براي پرت كردن نيست. حالا نمي‌دونم چي شده روزنامه‌نگاري كه بايد با قلم حرف بزنه، كم آورده اومده يه كفش سمت رئيس‌جمهور يك مملكت پرت كرده. خود عراقيها اين كارو محكوم كردند. ولي مسئولان كشور ما دست‌بردار نيستن و شدن كاسة داغ‌تر از آش. همين چند روز پيش توي يكي از مدارس اومدن ماكت بوش رو گذاشتن جلوي دانش‌آموزا. اول به دانش‌آموزا ياد دادند تا جايي كه مي‌تونند بهش فحاشي كنند(مرگ بر جورج بوش به نظر من فحاشيه)! بعدشم اين بندگان خدا رو گفتن كفش دربيارن پرت كنن سمت ماكت. اين بچه‌ها هم كه از خداخواسته (نه هميشه ماماناشون بهشون گفتن كفش پرت كردن بده) شروع كردن كفش‌هاشون رو حوالة ماكت كردن. جاي تاسفه كه مدارس كه بايد به دانش‌آموزان حرف زدن رو ياد بدن، وظيفة خودشون رو فراموش كردن و حالا دارن براشون فحاشي و كتك‌كاري و … ياد مي‌دن.

منتشرشده در: on دسامبر 24, 2008 at 10:44 ق.ظ (3) دیدگاه